السيد هاشم الناجي الموسوي الجزائري ( مترجم : مؤلف )

118

حمايت از حيوانات در اسلام ( فارسى )

پناه دادن به شتر 105 - امير المؤمنين عليه السلام فرمود : در يكى از غزوات در حالى كه ما كنار پيامبر صلى الله عليه و آله نشسته بوديم شترى خود را به حضرت رساند و صدا كرد . و آن شتر - پس از اينكه خداوند عزّ و جلّ زبانش را به سخن باز كرد - به پيامبر صلى الله عليه و آله گفت : - يا رسول اللَّه - ( صاحب من ) فلان شخص مىباشد . و تا وقتى كه جوان بودم از من كار كشيده است . و اينك كه پير و ناتوان شده‌ام قصد كشتن من را دارد . من به نزدتان آمدم و از او به شما پناه مىبرم . سپس حضرت به دنبال صاحب شتر فرستاد و از او درخواست نمود تا آن را به ايشان ببخشد . او نيز شتر را به ايشان بخشيد . سپس حضرت شتر را آزاد ساخت « 1 » . 106 - پيامبر صلى الله عليه و آله در جايى نشسته بود كه شترى در حالى كه مىناليد به نزد ايشان آمد . حضرت به گروهى كه آنجا بودند فرمود : آيا مىدانيد اين شتر چه مىگويد ؟ او مىگويد : من شتر فلان قبيله هستم . آنها تا وقتى كه جوان بودم و توانايى داشتم از من كار مىكشيدند و خسته‌ام مىكردند . حال كه پير و ناتوان شده‌ام و نمىتوانند از من كار بكشند قصد دارند مرا بكشند . و من اينك به نزد شما آمده‌ام تا از آنها بنزدتان دادخواهى كنم . سپس پيامبر صلى الله عليه و آله دستور داد تا از شتر نگهدارى شود . پس از گذشت مدت كوتاهى صاحبان شتر براى گرفتن شتر به نزد پيامبر صلى الله عليه و آله آمدند .

--> ( 1 ) - ( قال أميرالمؤمنين عليه السلام بينما نحن مع رسول اللَّه صلى الله عليه و آله ) : في بعض غزواته إذاً هو ببعير قد دنا . ثمّ رغا . فأنطقه اللَّه عزّ و جلّ . فقال : - يا رسول اللَّه - إنّ فلاناً استعملني حتّى كبرت . و يريد نحري . فأنا أستعيذ بك منه . فأرسل رسول اللَّه صلى الله عليه و آله إلى صاحبه فإستوهبه منه . فوهبه له و خلّاه ( الاحتجاج ج 1 ص 503 ) .